سی و ششمین سالروز درگذشت «هیمن موکریانی»؛ شاعر عشق و آزادی
كوردی عربي فارسى
Kurdî Türkçe English

أخبار مقاله‌ گزارش گفتگو اقتصادی چند رسانه‌ای سبك زندگی فرهنگ و هنر
x

سی و ششمین سالروز درگذشت «هیمن موکریانی»؛ شاعر عشق و آزادی

امروز ٣٦مین سالگرد درگذشت استاد«سید محمدامین شیخ‌الاسلامی» متخلص به «هیمن موکریانی» است. شاعر و روزنامەنگاری که بە پرچمدار عشق و آزادی شناخته می‌شود و اندیشه‌های والایش در چهار شماره آغازین مجله «سروه» بر تارك تاریخ روزنامه نگاری كردی همچنان می‌درخشد.

 «سید محمد امین شیخ الاسلامی» متخلص به «هیمن موکریانی» فرزند دو نفر از خانوادەهای منتفذ منطقه بود. پدرش «سید حسن شیخ‌الاسلام مکری» از تبار عارف و دانشمند معروف «ملا جامی چوری» و مادرش «زینب» خاتون از خانواده شیخ برهان، یکی از خانوادەهای بزرگ منطقه موکریان بود و در بهار سال 1300 شمسی در شب عید برات، در روستای سرسبز «لاچین» از توابع مهاباد به دنیا آمد.

دایەاش یاسمن زنی از دیار آذربایجان بود که به همراه همسرش عزت از اهالی ترکیه به دلیل فقر و آوارگی راهی مهاباد شده و مسئولیت نگهداری از «سید محمدامین» را عهده دار شدند. چنانچه خود ماموستا «هیمن» در تاریک و روون تعریف می‌کند؛ از همان کودکی زبان دایەاش را بسیار خوب می‌دانسته و آذربایجانی را همچون بلبل صحبت می‌کرده است.

از کودکی خواندن و نوشتن را نزد پدر آغاز کرد و پس از یادگیری قرآن و کتب مقدماتی فارسی و عربی به مهاباد رفت و مدت چهار سال در خانقاه و مدرسه جد مادریش شیخ یوسف برهان در سلک طلاب علوم دینی تحصیلات خود را ادامه داد و در همان ایام با «هژار موکریانی» که آنجا به سر می‌برد همدرس و هم صحبت شد.

بعدها به دستور پدرش به آبادی کولیجه راه یافت و مدت چند سالی نزد "ملا احمد فوزی"، مدرس آنجا درس خواند و همانگونه که خود می گوید؛ بسیار تحت تاثیر این معلم قرار گرفته بود و ملا احمد فوزی بود که "حاجی قادر کویی" و "نالی" و "کوردی" و "سالم" و "مه‌وله‌وی" و "حه‌ریق" و "مه‌حوی" و "وە‌فایی" را به هیمن جوان شناساند و او بود که به محصل جوانش آموخت روزنامه و رمان بخواند.

در سال 1317 به خانه پدری در روستای شیلان‌ئاوێ، بازگشت. روزها به کار کشاورزی و زراعت می پرداخت، شب ها تا دیر وقت به مطالعه کتب ادبی – از فارسی و کردی – مشغول بود و هر ساله چندین بار به شهر مهاباد آمد و رفت داشت، در این مسافرت‌ها با رجال شعر و ادب آشنا شد و در جلسات ادبی جوانان با ذوق آن دیار شرکت جست و اندک اندک در اثر ابراز لیاقت و استعداد مورد توجه شخصیت‌های معروف مهاباد قرار گرفت.

استاد «هیمن موکریانی»، در ایام جوانی به رموز ادبیات کوردی و شعر آشنا بود و شعر می‌سرود و اشعارش در میان جوانان طرفداران زیادی داشت. پدرش نیز اهل شعر و شاعری بود ولی دوست نداشت که فرزندش وقت خود را به سرودن شعر بگذراند، اما استعداد ذاتی و قریحه خدادادی او را به راهی سوق داده بود که به سرچشمه زلال ابداع و ابتکار در فنون شعر و شاعری منتهی شود .

اولین شعر خود را در مجله «گلاویژ» با نام مستعار منتشر می‌کند و انتشار دومین شعرش را هم در سال ١٣٢٢ در دومین شماره از مجله «نیشتمان» مجلە "جمعیت احیا کوردستان" می‌آزماید. مجلەای كه به طور مخفیانه از سوى جمعى از ادبا و شعراى كورد انتشار می یافت.

ماموستا هیمن در خصوص تخلص شاعری خود می گوید: «شاعری حسن خوبی که داشت من را از دست نام طولانی‌ام خلاص کرد و نام هیمن برایم ماند».

در همان زمان به عضویت انجمن کۆمەڵەی ژێکاف (جمعیت احیاء کورد) پذیرفته می‌شود و در سال ٢٣ عضویت شورای نویسندگان نشریه «نیشتمان» در می‌آید و در تأسیس جمهوری کوردستان در مهاباد شرکت می‌کند و در روز اعلام این جمهوری همراه استاد هژار شعر خواندە و از سوی پێشوا قاضی محمد، رئیس‌جمهور کوردستان لقب "شاعر ملی کورد" دریافت می‌کنند. سقوط جمهوری کوردستان از سوی ارتش رژیم پهلوی و اعدام رهبران جمهوری کوردستان تأثیر فراوانی از لحاظ فکری و روحی بر استاد هیمن می‌گذارد و بە مدت چندین سال از ترس سازمان اطلاعات و کشور (ساواک) مخفی زندگی می‌نماید و پس از سال‌ها نوشتن و فعالیت ادبی در سن ٣٠ سالگی ازدواج می‌کند. در سال 1344 پدرش دارفانی را وداع گفت و دو سال بعد هم مادرش را از دست داد.

خودش می گوید: «من دوبار یتیم شدم یک بار با مرگ عزت همسر دایەام در دوران کودکی و بار دیگر با مرگ پدر و مادرم در پیری!».

سال 1347 و سه سال بعد از فوت والدینش و زیر فشار سازمانهای امنیتی رژیم پهلوی راهی عراق می شود و سال‌های آوارگی و درد و محنت او شروع می‌شود و مدتی هم عضو رهبری حزب دمکرات کوردستان بودە و در بغداد و جنوب کوردستان بە فعالیتهای ادبی و فرهنگی ادامە می‌دهد، این مهاجرت به علت افکار سیاسی و پایبندی بە احقاق حقوق ملی کورد و مشاهده‏ ستم‏هاى اعمال شده به كردها از سوی رژیم پهلوی انجام گرفت و ماموستا هیمن را سال‏ها از خانه و کاشانه دور کرد.

بسیاری از محققین کورد او را شاعر عشق و آزادی می‌خوانند و چندین کتاب و رسالە دربارە اشعار استاد هیمن نوشتە شدە و شعرهایش روان، ساده و گیرا است. از عشق، آزادی، زن، عدالت و حقیقت می‌نوشست و در عین حال که قالب شعری او کلاسیک بود، اما در محتوا شاعری مدرن به شمار می‌رفت و اندیشە مقاومت و پایبندی بە اساس شعر و زیباشناسی ادبی از عنصرهای برجستە شعر استاد هیمن می‌باشند. شاعری که به نقد محتوای شعر وفایی، دیگر شاعر مهابادی می پردازد و می گوید:

من تەشی ریسێکی وەک شیرینی وەفاییم بو چییه؟

کیژی وریای چاوکراوەی فیره زانینم دەوێ

استاد هیمن در بیشتر اشعارش مشوق زنان بوده و خواسته آنها از جلد کهنه رسومات خارج شوند و راه رشد و ترقی را در پیش بگیرند. ایشان سواد‌آموزی را به عنوان راه نجاتی به زنان معرفی می‌کند و خواهان آن است که زن کورد هم مانند زنان سایر مللهای جهان در عرصه‌های مختلف پیشرفت کنند و دوشادوش مردان در جامعه به فعالیت بپردازند.

با توجه به آشنایی نسبتا عالی با اوزان عروضی و هجایی، استاد هیمن موکریانی توانسته به صورت طبیعی قالب و فرم را به منظور بیان اندیشه‌ خود بە کار گیرد و با توجه به آشنایی کامل با ادبیات فلکلور کوردی به نوعی نوگرایی در چهارچوب شعر اقدام ورزد.

او با این بینش وزن هجایی را دستاوردی اصیل از گذشته‌های دور پنداشته و در تشویق و ترغیب نسل خود و آینده نقش بسزایی ایفا کرده است.

معاصر بودن هیمن و گوران و پیشگام بودن گوران در عرصه‌ نوگرایی، یا به زبانی ساده‌تر نوعی بازگشت به خویشتن، واکنش مثبت هیمن را نیز به دنبال داشته است، اما استاد هیمن به ‌واسطه‌ نوعی بینش محطاتانه نتوانست از چنین مرزی تجاوز کند، گرچه نسل جدید را با تمام وجود به نهادن چنین گامی تشویق می‌کرد. او معتقد بود تکرار شیوه‌ کلاسیک ادبیات را در منجلات تشبیهات و استعارات فرسوده فرو خواهد برد. پرداختن به شعر نو و نیز نوگرایی از تئوری‌های شفاهی استاد بود و همواره اظهار می‌کرد که دیگر از من گذشته.

اما برابری جنسیتی و دادخواهی حق زنان در اشعار ماموستا هیمن به وفور دیده می‌شود موردی که در شعر دیگر شاعران معاصر او کمتر وجود دارد و همین از شاعر موکریانی شاعری مدرن در محتوا ساخت.

لطافت و زیبایی در شعر او موج می‌زند و در کنار آن در نثر نویسی هم شیوه منحصر به خود را دارد. مقدمەای که بر ترجمه کتاب شرفنامه از هژار موکریانی نوشته است، گویای قدرت قلم ماموستا هیمن در نثر است.

سادگی زبان شعری هیمن به گونەای است که تمامی اقشار جامعه می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. ایشان معتقد بودند که پالودگی و اصالت زبان در میان مردمان روستایی نمود کامل دارد و آنان گنجینه‌ فرهنگ زبان کوردی هستند. بر همین اساس و با توجه به پیشینە فرهنگ کوردی از داستان‌ها، افسانه‌ها و ترانه‌ها به تلطیف زبان پرداخته و بی‌گمان در این زمینه موفقیت چشمگیری به‌دست آورده ‌و بر پایه‌ همین معیار آثار استاد می‌توانند به‌عنوان آفریننده‌ بخش قابل توجهی از فرهنگ زبان کوردی برشمرده شوند.

احقاق حقوق انسان، احقاق حقوق زنان، احقاق حقوق پایمال شده‌ کردها، همزیستی مسالمت‌آمیز، ترسیم طبیعت، خیال‌پردازی، امید به فردایی روشن و گسترش اندیشه‌ روشنگری و روشنفکری در حیطه‌‌ی درخشان آزادی در بیت به بیت اشعار استاد هیمن دیدە می‌شوند.

اشعار او آینه روزگار شاعر بوده و اتفاقات سیاسی و اجتماعی آن روزگاران به خوبی در شعرهایش انعکاس یافته است به همین دلیل هیمن معتقد است شاعری تنها توصیف زیبایی و طبیعت نیست.

پس از انقلاب ملیتهای ایران، استاد هیمن موکریانی به ایران بازگشت، بە دلیل رویداد و اتفاقات سیاسی اوایل انقلاب ملیتهای ایاران در شرق کوردستان، از سیاست روز دوری گرفت و خدمات ادبی و اجتماعی و فرهنگی خود را از سر گرفت و اینبار در سال ١٣٦٤رسالت خود را با نشر مجله «سروه» به زبان کردی در شهر ارومیه از سر گرفت.

مجلەای که انقلابی در روزنامەنگاری کردی در شرق کوردستان شکل داد و در نوع خود بی نظیر بود. استاد هیمن موکریانی همزمان با آن انتشارات صلاح‌الدین ایوبی را هم در ارومیه تشکیل داد و اولین شمار مجله سروه از همین انتشاراتی راهی بازار شد.

ماموستا هیمن تا زمانی که در قید حیات بود توانست چهار شماره از این مجله را منتشر کند و در همین بازه زمانی کم سبب تحولی شگرف در عرصه روزنامەنگاری کوردی شد. ادیبان و اغلب نامداران ادب کوردی معاصر شرق و جنوب کوردستان از مجله سروه آغاز به کار کردند. در واقع این مجله الهام‌بخش آن‌ها بود و به نوعی می‌توان این مجله را دریچە‌ی امیدی در توسعه ی زبان کوردی در شرق کوردستان دانست.

پس از سال ها، اندیشه‌های شاعر فرهیخته و نامدار كورد «محمد امین شیخ الاسلامی‌مكری» در چهار شماره «سروه»، بر تارك تاریخ روزنامه نگاری كردی همچنان می‌درخشد.

سکان سردبیری مجله از شماره ششم (پاییز 1365 تا 1380) مجله سروه در ارومیه به زندەیاد استاد احمد قاضی واگذار شد و بە مدت بیش از ٢٠ سال ادامە داشت، ولی متاسفانه پس از فوت احمد قاضی و انتقال مرکزی آن از ارومیە بە سنندج، محتوای آن تضعیف و بعدها این مجله وزین از نشر بازماند. اما همچنان سروه نام و یادی درخشان در عرضه روزنامەنگاری کوردی است و همت استاد هیمن موکریانی در این راه ستودنی است.

از آثار گرانقدر ماموستا هیمن می‌توان به «تاریک و روون» دیوان شعر، «پاشەڕۆک» (مجموعه‏ى مقالات و اشعار)، «ناڵەی جودایی»، کتاب شعر، (توحفەی موزەفەریە) ترجمە ادبیات شفاهی کورد نام برد، استاد در ترجمه نیز دستی توانا داشت و در آثار ترجمه نیز هم مانند اشعارشان لهجەی شیرین سورانی را به کار بردەاند.

ترجمه کتاب «شاهزاده و گدا»، ترجمه و بازنویسی کتاب «تحفه مظفریه» نوشته پروفسور «اسکارمان» از رسم الخط لاتینى به كردى، ترجمه کتاب «قەڵای دمدم» نوشته «عرب شمو» نویسنده کورد و هەوارى خالى از آن جملەاند.

استاد هیمن همچنین مقدمەای بر ترجمه «شکور مصطفی» نوشته که می‌توان قدرت قلم ایشان را در متن این مقدمه هم مشاهده کرد.

سرانجام ماموستا «هیمن موکریانی» پس از ٦٥ سال زندگی گرانبها و پر مشقت، بر اثر سکته قلبی شب جمعه ٢٩ فروردین ماه در ارومیه درگذشت و بعد از ظهر روز جمعه پیکر استاد به مهاباد انتقال داده شد و در گورستان بداق سلطان مهاباد به خاک سپرده شد.