دارا ناطق: در دوران بایدن اعمال فشار بر ایران ادامه خواهد داشت
كوردی عربي فارسى
Kurdî Türkçe English

اخبار مقاله گزارش گفتگو اقتصادی چند رسانه‌ای سبك زندگی فرهنگ و هنر
×

دارا ناطق: در دوران بایدن اعمال فشار بر ایران ادامه خواهد داشت

گفتگو: شهرام میرزائی

در حالی جهان نظارە‌گر روزهای پایانی ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است که او طی هفته‌های اخیر سیاست "فشار حداکثری" خود را وارد فاز جدیدی کرد و قول داد تا پایان موعد ریاست‌جمهوری‌اش هر هفته تحریم‌های تازه‌ای علیه ایران "جهت کنترل سیاست‌های آشوبگرانه و مداخله‌گرانه" جمهوری اسلامی، وضع کند. او تا به امروز به وعده خود عمل کرده و هر هفته اشخاص و نهادهای متعددی را به لیست سیاه آمریکا افزوده است. از سوی دیگر بعد از دو قیام عظیم دی‌ماه ٩٦ و آبان ٩٨ دیگر نمی‌توان شرایط داخلی ایران را بگونه پیش از این دو رویداد، تفسیر و تحلیل کرد.

در همین راستا با دارا ناطق، تحلیلگر مسائل کوردستان و ایران، مصاحبه‌ای داشتیم که متن کامل آن در پی می‌آید.

 

باس‌نیوز: اگر نگاهی به آینده روابط ایران و آمریکا در دوران جو بایدن داشته باشیم، آیا از میزان فشارهای ایالات متحده بر ایران در دوران ریاست‌جمهوری بایدن کاسته می‌شود؟

دارا ناطق: من بر این باورم که سیاست کلی آمریکا در خاورمیانه بویژه در ارتباط با ایران تغییرناپذیر است. حال با آمدن بایدن یا هر کس دیگری و اینکه وابسته به چه حزب و جناحی باشد، او به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا موظف به پیروی از خطوط کلی سیاست‌های ایالات متحده می‌باشد و باید برای پیش بردن این سیاست‌ها نیز تمام تلاش خود را به کار ببرد. حال این خطوط کلی چیست که هر کسی که به کاخ سفید وارد می‌شود باید از آن تبعیت کند: اول و پیش از همه حفاظت و دفاع از امنیت اسرائیل می‌باشد. کشوری که جمهوری اسلامی قصد نابودی آنرا دارد و ایالات متحده نیز طی ماه‌ها گذشته توانسته با پیش بردن پروسه صلح اعراب و اسرائیل گام مهمی در راستای مقابله با جمهوری اسلامی بردارد و این امر در نهایت به نفع آمریکا و همپیمانانش در منطقه می‌باشد. دومین مساله که چارچوب کلی سیاست‌های آمریکا را تعین می‌کند برنامه اتمی و موشکی ایران و پیشگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی می‌باشد که امروز مهم‌ترین موضوع و در اولویت سیاست‌های خارجی واشنگتن قرار دارد. مساله سوم که بایدن با آن مواجه می‌شود مقابله با سیاست‌های منطقه‌ای ایران است که در واقع همان شعار "صدور انقلاب" و حمایت ایران از گروه‌های تروریستی می‌باشد. چهارمین عامل تعین کننده سیاست‌های کلی آمریکا تداوم جنگ علیه ترور و تروریسم بین‌المللی می‌باشد که جمهوری اسلامی ایران سردمدار و سرچشمه تروریسم بین‌المللی محسوب می‌شود و بخش اصلی هویتی این رژیم را تشکیل می‌دهد. اما مساله پنجم حفظ و گسترش همپیمانی و جبهه‌بندی‌هایی‌ می‌باشد که همسو با عادی‌سازی روابط میان دوستان آمریکا، منافع این کشور را محقق می‌سازد. این پنج عامل اصلی که بنیادهای سیاست‌های کلی ایالات متحده در خاورمیانه بویژه در رابطه با ایران را شکل می‌دهند، منافع ملی آمریکا را نیز مشخص و تعریف می‌کند و به همین خاطر اگر بایدن خلاف این چارچوب گام بردارد در واقع علیه منافع ملی آمریکا گام برداشته و به آن ضربه می‌زند و تداوم این معادله، چگونگی روابط و تعاملات میان طرفین را مشخص خواهد کرد. باید متذکر شد که در صورت استمرار دو سیاست متناقض، طرف ضعیف متضرر می‌گردد و یا ناچار به دادن امتیازات بیشتری می‌شود حال اگر ایران قصد مذاکره داشته باشد چونکه لبه ترازوی قدرت به سمت آمریکا خم می‌شود و ایران نیز نسبت به زمانی که بلاجبار برجام را امضا کرد، ضعیف‌تر می‌باشد باید انتظار داشت نفع اصلی را آمریکا و ضرر بزرگ را نیز جمهوری اسلامی متحمل شود. به همین خاطر باید یادآور شوم که بایدن نه تنها نمی‌تواند منجی جمهوری اسلامی باشد بلکه تداوم اعمال فشارها بصورت مضاعف بر ایران ادامه خواهد داشت و ایران یا ناچار است اصول و پرنسیپ‌های بین‌المللی را رعایت کند و تسلیم خواست آمریکا شود و یا اصرار ایران بر ادامه سیاست‌های ضدبشری‌اش، موجب شکسته شدن شیشه عمر این رژیم می‌شود.

باس‌نیوز: آیا اروپا بدون آمریکا می‌تواند وارد مذاکره‌ای یک جانبه با ایران و ارائه امتیازات به جمهوری اسلامی شود و برجام را بار دیگر احیا کند؟

دارا ناطق: در واقع کشورهای اروپایی بدون حضور آمریکا نمی‌توانند هیچ توافقی را با ایران امضا کنند. بعد از خروج آمریکا از برجام با اینکه ابرقدرت‌‌های اروپایی از آن خارج نشدند و کوشیدند تا برجام را زنده نگه دارند اما واقعیت‌ موجود نشان داد که با خروج آمریکا از برجام این توافق از اعتبار خود ساقط گردید. چونکه طرف‌های اصلی توافق، ایران و آمریکا بودند و اگر اروپائی‌‌ها می‌توانستند بدون آمریکا با ایران به توافق برسند بی‌شک از مدت‌ها پیش دست به این اقدام می‌زدند. باید به یاد داشته باشیم ایران بدلیل سیاست‌های دولت ترامپ با گسترده‌ترین تحریم‌ها و نیز عمیق‌ترین بحران‌های اقتصای روبرو شده است و این کشور را به انزوایی تاریخی کشانده بویژه بعد از تلاش‌های آمریکا برای پیشرفت پروژه صلح اعراب و اسرائیل.

باس‌نیوز: در چه صورتی آمریکا با ایران وارد مذاکره و دادن امتیاز به این کشور می‌شود؟

دارا ناطق: زمانی می‌توان توافق آمریکا و ایران را متصور شد که ایران تمام پیش شرط‌ های مذاکره را بپذیرد و در راس این شروط توقف سریع تمام برنامه‌ی اتمی این کشور قرار دارد. همچنین حفظ امنیت اسرائیل از دغدغه‌های اصلی آمریکاست و بی‌شک این از شروط اصلی خواهد بود. مساله حقوق بشر و پایان دادن به دخالت‌‌ها و جنگ‌افروزی‌های ایران در کشورهای خاورمیانه از پیش شرط‌های جدی برای مذاکره می‌باشد. ایران باید به سیاست تجهیز و حمایت سازمان‌‌های تروریستی پایان دهد، باید دست از تهدید و حمله به منافع آمریکا و همپیمانانش در منطقه دست بردارد، بطور کلی ایران باید از سیاست‌ "صدور انقلاب" در راستای گسترش هژمونی خود در منطقه و جهان دست بکشد و نسبت به قوانین و عرف بین‌المللی متعهد شود. در اینصورت می‌توان متصور شد که آمریکا حاضر به دادن امتیاز به ایران گردد که در چنین حالتی دیگر رژیم ایران از معنا و مفهوم جوهری خود تهی می‌شود و اگر هم بر سیاست‌های آشوبگرانه خود مصر باشد باز هم باید چشم به راه نابودی جمهوری اسلامی باشیم.

باس‌نیوز: در حالیکه سالگرد دو قیام بزرگ دی‌ماه ٩٦ و آبان ٩٨ را پشت سر می‌گذاریم، با نگاهی اجمالی آینده اعتراضات در ایران را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

 دارا ناطق: جمهوری اسلامی ایران در بعد داخلی با بحران‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کند که بحران شرعیت و ناکارآمدی در مدیریت ایران جدی‌ترین این بحران‌ها محسوب می‌شود. تجربه چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران شکاف عمیقی میان گفتمان مذهبی جمهوری اسلامی و خواست ملت‌های ایران ایجاد کرده است. باید در نظر گرفت که ایران کشوری چند ملیتی می‌باشد و سیاست‌های مرکزگرایانه جمهوری اسلامی و توطئه‌های این رژیم برای از بین بردن تفاوت‌های ملی و مذهبی نتیجه‌ای معکوس داشته و اکنون خواست‌های ملی و مذهبی و همچنین مدنی و دمکراسی‌خواهانه شعار اصلی مردم معترض ایران است. بحران‌های مالی و فروپاشی اقتصاد ایران و افزایش میزان بیکاری در سراسر این کشور که همزمان شده با گرانی کم سابقه و تبعیضات گسترده اجتماعی و گسترش آسیب‌های اجتماعی تنها بخش عیان بحران‌ها و تنگناهای داخلی جمهوری اسلامی می‌باشد. این بحران زنجیره اعتراضات مردمی را محکم‌تر و گسترده‌تر کرده است. به همین خاطر بر این باورم که جمهوری اسلامی ایران در سطح داخلی مشروعیت خود را از دست داده و مبارزات ملت‌های ایران، بویژه ملت کورد، در جهت نابودی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل حکومتی دمکراتیک در چارچوب سیستمی فدرال تعریف شده است. در واقع چهل سال کشتار و سرکوب ملت‌های ایران به هیچ عنوان نتوانست مانع از تداوم مبارزات آنان شود و اراده آزادیخواهی و مبارزه همچنان قوی و پایدار است و بی‌گمان در آینده‌ای نزدیک شاهد قیامی سراسری علیه جمهوری اسلامی و غروب این رژیم خواهیم بود.