جای خالی عربستان در شورای حقوق بشر
كوردی عربي فارسى
Kurdî Türkçe English

اخبار مقاله گزارش گفتگو اقتصادی چند رسانه‌ای سبك زندگی فرهنگ و هنر
×

جای خالی عربستان در شورای حقوق بشر

شهرام میرزائی

از زمانی که سکان اداره عربستان سعودی بدست ملک سلمان افتاد، اولین جرقه‌های اصلاحات در این کشور بزرگ عربی-اسلامی زده شد اما با ولیعهد شدن محمد بن سلمان این اصلاحات سرعت و شدت بی‌سابقه‌ای به خود گرفت و جهانیان را دچار شوک و شگفتی کرد و جامعه بین‌الملل را واداشت تا به تحسین و تشویق پدر و پسر حاکم بر عربستان بپردازند. بی‌شک باید متذکر شد که ریشه‌ی اصلی اصلاحات را در اندیشه و عمل ملک سلمان جستجو کرد، مرد شماره یک شبه‌جزیره عربی که بدون اذن او حتا نمی‌توان تصور برداشتن یک گام اصلاحی در این کشور را داشت. بسیاری از مفسرین و تحلیلگران نقش او را نادیده یا به حاشیه رانده‌اند در حالی که او بود که محمد بن سلمان را پروراند و به این سطح از اندیشه و عمل رساند و هم او بود که این جوان خوش فکر را به ولیعهدی رساند چونکه نمی‌توانست به تنهایی برنامه‌‌های اصلاحی و انسانی خود را به اجرا بگذارد، پس پسر ارشد خود را در صدر امورات سیاسی عربستان منصوب کرد تا با نیروی جوان او بتواند این شبه‌جزیره را به الگوی موفق گذار از سنت به مدرنیته، بدل کند.

البته بی‌انصافی خواهد بود که به تلاش‌های پیشین عربستان برای ایجاد فضای باز و انسانی برای زنان اشاره نکرد، تلاش‌هایی همچون اعطای "حق رای" به زنان در زمان پادشاهی "ملک عبدالله" و حضور زنان عربستانی در بازی‌های المپیک، اما همانگونه که پیشتر محمد بن سلمان، ولیعهد کنونی سعودیه طی مصاحبه‌ای تاریخی با روزنامه گاردین چاپ لندن در اکتبر ٢٠١٧، گفته بود: "آنچه طی سی سال گذشته وجود داشته، شرایط عادی عربستان سعودی نبوده و آنچه طی سی سال گذشته در خاورمیانه دیده شده هم خاورمیانه طبیعی نبوده است بلکه بعد از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ دچار چنین وضعیتی شدیم." او همچنین با دیدی انتقادی به این مساله نگاه می‌کند و متذکر می‌شود: "باید از شر این شرایط خلاص شویم." این اولین بار بود که یک مقام ارشد عربستانی با چنین وضوحی از شرایط تحمیلی بر کشورش سخن گفته بود و ایران را عامل سلطه افراط گرایی بر عربستان می‌دانست. سیستم نوین حاکم بر عربستان با چنین دید فراخ و وسیعی به سراغ تحولات ملی، منطقه‌ای و جهانی رفته‌ است و بی‌شک چنین تیمی دیگر نمی‌تواند فرمان عقب گرد صادر کند چونکه نه تنها شرایط بین‌المللی پذیرای یک عربستان سنتی و بسته نیست بلکه شرایط اجتماعی این شبه‌جیزه نیز دیگر تاب تحمل شرایط موجود را ندارد و رعایت این اصل در عملکرد روشن و انسانی ملک سلمان و محمد بن سلمان طی سال‌های اخیر نمود می‌یابد.

 ارائه آزادی‌های گسترده به جامعه جوان این کشور، آزادی رانندگی زنان، اصلاح بخش‌های بزرگی از قانون قیمومیت زنان از جمله حق سفر به خارج از کشور بدون نیاز به اذن کسی، آواز خواندن زنان، حق ورود زنان به استادیوم‌های وزشی و تفریحی و همچنین تعین شاهزاده "ریما بنت بندر" به عنوان اولین زن عربستانی در جایگاه سفیر این کشور در آمریکا از جمله ده‌ها موردی می‌باشند که تنها طی چهار سال اخیر شاهد اجرائی شدن آن‌ها بوده‌ایم. اصلاحاتی که همچنان مایه شگفتی فعالین زن و فعالین اجتماعی ایران است که بعد از گذشت بیش از صد سال از آغاز مشروطیت تاکنون نتوانسته‌اند این حقوق را بدست بیاورند. همین امر نیز موجب واکنش تند بخش عظیمی از روشنفکران ایرانی به این تحولات شده و بجای استقبال از آن و مهم شمردن اصلاحات، آنرا "صوری و نمایشی" و "واکنشی در قبال فشارهای بین‌المللی" نامیده‌اند. متاسفانه افکار فاشیستی و ضدعربی آن‌ها مانع از آن می‌شود که واقعیت‌ها و تلاش‌های عربستان برای تحکیم توسعه پایدار در این کشور را ببینند. اینکه فارس‌ها از آغاز مبارزاتشان برای برقراری "مشروطه" در قرن ١٩ میلادی تا انقلاب ٥٧ و اصلاحات ٧٦، هیچگاه نتوانسته‌اند به تحقق رویاهای‌شان در برقراری یک حکومت دمکراتیک دست یابند، نه گناه اعراب است و نه هیچ کشور دیگر، بلکه باید از شاهزاده عربستان یاد بگیرند که تاریخ خود را نقد و راهکار مناسبی در پیش بگیرند.

حال که به گفته محمد بن سلمان "باید از شر این شرایط خلاص شویم"، جهان نیز باید در راستای حمایت از این جوان و عربستان نوین گام بردارد. ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم کشوری که بیش از چهار دهه در چارچوب نوعی از قوانین افراطی-مذهبی زیسته است به ناگه قوانین "اروپای غربی" را در کشورش اعمال و اجرا کند. چونکه بی‌شک واکنش تند و خشن جامعه سنتی عربستان را به دنبال خواهد داشت و اوضاع به سمت وضعیتی غیرقابل کنترل پیش خواهد رفت و این به ضرر تمام خاورمیانه و جهان است.

اکنون که عربستان برای رسیدن به قلل توسعه و پیشرفت دور خیز کرده نمی‌تواند همه محدودیت‌ها و قوانین متحجر و ضدزن و ضدآزادی را بصورت ناگهانی بردارد، این خود در جامعه‌ای سنتی همچون عربستان یک نوع خودکشی محسوب می‌شود، بلکه باید از برنامه‌های سیستماتیک و گام به گام محمد بن سلمان در مقابل تاریکی و تحجر حمایت کرد و این وظیفه جامعه بین‌الملل و قشر روشنفکر، نویسندگان و فعالین حقوق زن در سراسر جهان است. ما که صلح و آرامش و امید برای خاورمیانه می‌خواهیم نمی‌توانیم بدون حمایت از این جوان خوش فکر و اصلاحگر و آزادی طلب گامی به سمت خاورمیانه‌ای بدون خشونت برداریم. پیروزی حکومت عربستان در کارزار انسانی که در پیش گرفته تضمین آزادی زنان و صلح در خاورمیانه است همانگونه که بدون حمایت و پشتیبانی عربستان، هیچ صلحی میان امارات و بحرین با اسرائیل روی نمی‌داد و این امر تنها در افق دید ملک عبدالله و ولیعهد جوانش، قابل تصور است.

در واقع انتخاب عربستان به عنوان یکی از اعضای شورای حقو بشری سازمان ملل می‌توانست اعلام حمایت آشکار جامعه بین‌الملل و کشورهای دمکراتیک از تلاش‌های چشمگیر این کشور برای انجام گام به گام اصلاحات باشد. حمایتی که ولیعهد جوان شایسته آن بود و می‌توانست به کاتالیزگری مناسب برای تسریع اصلاحات اجتماعی و قانونی در عربستان منجرب شود. جامعه جهانی می‌توانست با دادن رای مثبت به حضور ریاض در شورای حقوق بشر و ارائه مشاوره‌های لازم به نسل جدید سیاسیون آل سعود، بر شتاب همگام سازی جامعه عربستان با جهان بیافزاید امری که می‌توانست تحولات شگرفی نه تنها در داخل مرزهای این شبه‌جزیره ایجاد کند بلکه کل خاورمیانه را متاثر نماید، همانگونه که روی کار آمدن ملک سلمان و محمد بن سلمان صلح با اسرائیل را به ارمغان داشت.

 عدم راه یابی عربستان به شورای حقوق بشر یک اشتباه بزرگ به شمار می‌آید و می‌تواند اهرمی باشد بدست دشمنان اصلاحات، پیشرفت و توسعه عربستان تا بدین طریق از میزان سرعت این تحولات بکاهند. با اینکه، اختصاص یک کرسی در این شورا حق مسلم عربستان بود و بسیار ناعادلانه از آن محروم شد اما نباید فراموش کرد پروسه‌ای که نسل جدید این کشور عربی برای شکل دادن به عربستانی نوین و پیشرفته و همچنین ایجاد صلح و آرامش در خاورمیانه در پیش گرفته‌ است هیچگاه منحرف یا متوقف نخواهد شد چونکه تمام تحولات چند سال اخیر به روشنی از عزم راسخ حکمرانان آل سعود برای تحقق رویاهای‌شان برای آینده روشن خبر می‌دهد.