روابط میان حکومت و ملت کورد را باید در چارچوب مفهوم "استعمار" تحلیل و تفسیر کرد
كوردی عربي فارسى
Kurdî Türkçe English

اخبار مقاله گزارش گفتگو اقتصادی چند رسانه‌ای سبك زندگی فرهنگ و هنر
×

روابط میان حکومت و ملت کورد را باید در چارچوب مفهوم "استعمار" تحلیل و تفسیر کرد

تاریخ مبارزاتی ملت کورد علیه شونیسم ملی-مذهبی حاکم بر کوردستان طی یک قرن اخیر، به روشنی گواه بر این واقعیت دارد که جنبش آزادیخواهانه این سرزمین آوانگارد، پیشرو و مدرن بوده است، اما چه چیز باعث شده که این قیام‌های متعدد و مستمر به نتایج دلخواه نرسد موضوعی‌ست پیچیده و عمیق که نیاز به کالبد شکافی علمی دارد. از٢٥ آبانماه‌ ١٣٩٧ شمسی، کوردستان و ایران شاهد اعتراضات گسترده‌ای بود که در کمترین زمان ممکن سراسر این سرزمین را در برگرفت، اعتراضات وسیع و گسترده‌ای که ایران را با یک انقلاب و تحول عظیم روبر‌و کرد تا بدانجا که سرتیپ سالار آبنوش، فرمانده عملیات سازمان بسیج، بعد از کشتار و سرکوب شدید معترضین گفت: "فقط خدا ما را نجات داد". علاوه بر سرکوب اعتراضات مردمی توسط نیروهای امنیتی ایران، ما شاهد سکوت رسانه‌های فارس زبان خارج از ایران نیز بودیم که کشتار ملت کورد طی یک هفته گذشته را یا سانسور کرد یا به حاشیه راند.

در همین چارچوب و برای بررسی وقایع هفته‌ای که گذشت با "هیرش پالانی"، کارشناس روابط بین‌الملل مصاحبه‌ای داشیتم تا به درک عمیقتری نسبت به آنچە که در شرق کوردستان گذشت، دست یابیم.

(باس نیوز): طی یک دهه اخیر شاهد چندین دور از اعتراضات در ایران بوده‌ایم چرا این اعتراضات نتواسته از حالت واکنشی به کنش ممتد و ادامه‌دار بدل شوند و به یک جنبش فراگیر، سراسری و دامنه‌دار تبدیل گردند؟

هیرش پالانی: باید گفت که ملیت‌های ایران از همان ابتدای روی کار آمدن رژیم اسلامی، به مناسبت‌ها و بهانه‌های مختلف به خیابان‌ها آمده و با دست زدن به اعتراضات متعدد علیه سیاست‌ها مستبدانه و ویرانگرانه‌ی این رژیم، سعی در عقب نشاندن و یا حتی سرنگونی آن داشته‌اند. البته نباید فراموش کنیم که رژیم اسلامی ایران محصول انقلابی نیمه تمام یا منحرف شده است، مردم در روزهای نخستین پیروزی انقلاب رویای سرزمینی آزاد، دموکراتیک و توسعه‌یافته در سر داشتند. کشوری که در آن قدرت از آن مردم باشد و دغدغه‌ی اصلی‌اش همین مردمان باشد. این رویاها، آمال مردمان زجردیده و انقلابی این سرزمین بود. اما خمینی و همفکران او در خولیای ایجاد جامعه‌ای دین‌سالار بودند، جامعه‌ای که "مذهب" معیار همه چیز باشد به همین خاطر از همان روزهای نخستین پیروزی انقلاب به جان عقلگرایان و آزادیخوهان افتادند، خفقان شدیدی را بر جامعه تحمیل کردند و فریادهای معترض را خفه کردند. افکار و اندیشه‌های متفاوت و غیرخودی را سرکوب و احزاب مخالف را از صحنه سیاست جامعه حذف کردند. و در نهایت برای اینکه بتوانند حاکمیت خود و "خدا"ی‌شان را بر این سرزمین تا ابدالدهر تثبیت کنند، تصـیم گرفتند که مانع از ارتباط اپوزیسیون با مردم معترض شوند.

در این میان باید به این واقعیت تلخ نیز اعتراف کنیم که این رژیم با زور و سرکوب و ترور و خفقان تا حد زیادی توانسته در این امر موفق شود. عدم تحزب در ایران موجب شده تا اندیشه‌ی آزاد، سرکوب و تلاش‌ها جهت آلترناتیوسازی برای رژیم عقیم بماند. آن صدایی هم که گهگاه از به اصطلاح اپوزیسیون‌های فسیل‌ شده‌ی و سرگردان چپ و یا احزاب غرق شده در نوستالوژی شونیسم فارس به گوش می‌رسد، نه از خواست و واقعیت‌های جامعه نشات می‌گیرد و نه کسی آنر جدی تلقی می‌کند. در نهایت باید گفت نبود یک آلترناتیو ریشه‌دار و قابل اعتماد که بتواند نقش رهبری اعتراضات را به عهده بگیرد به عاملی اصلی برای عدم استمرار و انسجام اعتراضات بدل شده و از سوی دیگر همین امر موجب عدم تدوین مانیفستی جامع و امید بخش برای میلیون‌ها ایرانی شده است.

(باس‌نیوز): سکوت جامعه بین‌الملل در قبال کشتار مردم در ایران و یا واکنش ضعیف کشورهای به اصطلاح دنیای آزاد را چگونه تعریف می‌کنید؟

 هیرش پالانی: در ابتدا قصد دارم تاملی بر مفهوم "دنیای آزاد" داشته باشیم. مفهومی که متعلق به دوران جنگ سرد است و می‌توان گفت تا وقایع "بهار عربی" یکی از  بنیادهای تعین کننده‌ی چارچوب سیاست خارجه‌ی غرب و بویژه آمریکا در قبال خاورمیانه بوده است. اما در دوران گسترش دولت‌های پوپولیستی و رادیکال-ناسیونالیست، این کلان مفهوم جایگاه‌اش را در سیاست خارجه این کشورها از دست داد و با به حاشیه رانده شدن انترناسیونالیسم لیبرال، از نفوذ آن نیز کاسته شده است. حال دیگر نه اروپا و نه آمریکا چندان اهمیتی به چنین مفهومی نمی‌دهند و آنرا در راستای منافع خود تعریف نمی‌کنند چه برسد به اینکه در راه تحقق این رویای شکست خورده، هزینه کنند. در ضمن باید گفت که امروزه روابط بین‌الملل وارد مرحله‌ی دیگری شده است و دوران "فرا جنگ سرد" و "تک قطبی" نیز سپری گردیده و دوباره به جهان چند قطبی و یا چند ابرقدرتی همراه با گسترش اندیشه‌های ملی، پا نهاده‌ایم. غرب، نه تنها دیگر قطب حاکم بر جهان نیست بلکه دیگر خواهان تقبل هزینه‌ی چنین موقعیتی نیز نمی‌باشد.

البته باید متوجه باشیم که اگر اروپا در مقابل بسیاری از مسائل مرتبط با اشاعه دمکراسی و ارزش‌های انسانی و حاکمیت مردم و جنبش‌های آزادیخواهانه سکوت می‌کند، بدین معنا نیست که آنان به سرنوشت مردم یا ملت خاصی اهمیت نمی‌دهند بلکه دلایل این مبحث از پیچیدگی بسیار عمیقی نشات می‌گیرد. اگر به موضوع اصلی مطرح شده در سوال بپردازیم، باید سکوت یا عدم واکنش مناسب غرب و بویژه دولت ایالات متحده‌ی آمریکا در قبال کشتار و سرکوب شدید معترضین طی اعتراضات هفته گذشته را، از زاویه‌ی تقابل پیچیده‌ی ایران و غرب مورد ارزیابی قرار دهیم. در واقع باید گفت نه آمریکا و نه اروپا و نه حتا اعراب سنی منطقه نیز دوست ندارند که رژیم به بن‌بست رسیده و ناامید و خشمگین ایران به کلی از توافق بدست آمده در سال ٢٠١٥ خارج شود چرا که در صورت خروج ایران از توافق مذکور تنها یک گزینه برای آمریکا باقی خواهد ماند آن هم مواجه‌ی رودررو یعنی جنگ است که عوارض و عواقب امنیتی، اقتصادی و انسانی آن دامن غرب، بویژه اروپا و نیز خاورمیانه را خواهد گرفت. در واقع این مساله به کام هیچکدام از طرف‌های درگیر، بویژه اروپا خوش نیست و اصلا کشورهای اروپایی نمی‌توانند تصور وقوع چنین حوادثی را داشته باشند. به همین خاطر بر این باورم که عدوم واکنش مناسب کشورهای اروپائی نسبت به حوادث اخیر نباید مردم را ناامید کند و آن‌ها را در گرداب چشم به راهی کمک و حمایت‌های اروپا، به زیر کشد. از سوی دیگر با امید و تاکید وافر باید گفت که وقایع اخیر در منطقه و ایران این واقعیت مسلم را به ما یادآوری می‌کند که رژیم اسلامی در سراشیبی نابودی قرار گرفته و تنها نیروی پولادین مردم است که می‌تواند آخرین مرحله از حیات این رژیم را تعین و مشخص کند.

(باس‌نیوز): چه در اعتراضات دی‌ماه ٩٦ و چه در اعتراضات اخیر، بیشترین دامنه‌ی تظاهرات در استان‌های کوردستان بوده و بیشترین آمار کشته‌ها به این استان‌ها تعلق داشته، چرا حکومت براحتی در کوردستان دست به کشتار می‌زند اما در استان‌های فارس زبان خلاف این امر را شاهد هستیم؟؟

هیرش پالانی: طی ٤٠ سال گذشته، ملت کورد دست به مبارزه‌ای بی‌امان با رژیم اسلامی ایران زده است و در این مبارزه‌ی نابرابر، جمهوری اسلامی با گلوله و زندان و شکنجه و ترور به سرکوب مردم پرداخته است. اما این امر از چه ناشی می‌شود؟ شاید پاسخ این پرسش برای مردم کورد چندان پیچیده به نظر نرسد اما بهتر است برای یادآوری نیز که شده نگاهی دوباره به ریشه‌های و علل این همه خصومت و دشمنی بی‌پایان رژیم نسبت به مردم کورد بیاندازیم، چرا که کم نیستند آنانی که زود خیلی چیزها رافراموش می‌کنند!! این معادله یا مساله از چند فاکتور اصلی شکل می‌گیرد: کوردها خواهان جامعه‌ای سکولار، دموکراتیک و برابر هستند و در مقابل حکومت ایران دقیقا به خلاف این فلسفه و بنیاد باور و ایمان دارد. از سوی دیگر رژیم ایران وارث ناسیونالیسم تهاجمی و توسعه‌طلب فارس است و خواست‌های ملت کورد را تهدیدی جدی بر هژمونی اشغالگرانه‌ی خود بر کوردستان، همچون بخشی از حاکمیت ملی خود، می‌بیند. اینکه سپاه پاسداران، حاکم اصلی کوردستان است و کورد در هیچ کجای هرم تصمیم‌گیری قرار ندارد و بیش از ٤٠ سال است که حکومت نظامی بر کوردستان حاکم می‌باشد و مساله کورد مساله‌ای امنیتی محسوب می‌شود، از جمله دیگر فاکتورهای این مساله است. تمام این شواهد این واقعیت را به اثبات می‌رساند که رابطه ما و آن‌ها رابطه‌ی اشغالگر و تحت اشغال است و از همین زاویه می‌توان به توضیح واکنش تند و کاربرد خشونت عریان رژیم علیه ملت کورد پرداخت، در حالی که میزان سرکوب رژیم علیه اعتراضات قوم فارس، اگر چه غیرانسانی و ظالمانه است، اما در قیاس با آنچکه در کوردستان می‌گذرد، قابل مقایسه نیست. در گستره‌ی کوردستان روابط، در چارچوب مفهوم "استعمار" پایه‌ریزی می‌شود اما در گستره‌ی فارس روابط مابین حاکم و محکوم بر بنیاد نبود عدالت اجتماعی، قابل تعریف است.

(باس‌نیوز): علاوه بر سکوت دنیای خارج ما شاهد سکوت شبکه‌های فارس زبان و یا به حاشیه راندن اخبار اعتراضات در استان‌های کوردستان توسط این رسانه‌ها بودیم، رسانه‌هایی که در خارج از ایران قرار دارند و با هیچ محدودیتی نیز روبه‌رو نیستند، چرا چنین رسانه‌هایی دست به سانسور و به حاشیه راندن اخبار اعتراضات ملت کورد، زدند؟

هیرش پالانی: برای جواب این سوال نیز باید به توضیحات پاسخ سوال قبلی رجوع کنیم. نوع واکنش و پوشش خبری رسانه‌های فارس زبان اپوزیسیون رژیم، این واقعیت را برای ما بیشتر عیان می‌کند که چارچوب رابطه "ما و آن‌ها" بر چه اساسی فرمول بندی شده است و چگونه باید آنر تعریف کرد. دغدغه‌ی اصلی قوم فارس چه در داخل حاکمیت و چه در میان نیروهای اپوزسیون نه تهاجم به محتوای ضدبشری رژیم اسلامی ایران است بلکه حفاظت از مرزهای حاکمیت قوم فارس می‌باشد. سکوت در مقابل این همه خون به ناحق ریخته شده‌ی ملت‌های کورد، عرب، بلوچ و سایر ملل تحت سلطه‌ی ایران طی ٤٠ سال اخیر و بویژه اعتراضات اخیر، به روشنی این واقعیت تلخ را نمایان می‌سازد که درک‌مان از مساله، چه از سوی نخبگان و چه احزاب و چه فعالین مدنی‌مان، اشتباه بوده و هست. به همین خاطر نه از طریق مذاکره با رژیم و نه از طریق همراه شدن با مخالفین خرد و کلان‌اش، اگر بر همین منوال به پیش برویم چیزی جز سرکوب و کشتار عایدمان نمی‌شود. در پایان این مبحث باید متذکر شوم که رسانه‌ها و اپوزیسیون فارس در خارج از ایران، ملت کورد و مبارزات آزادیخواهانه‌ی این مردمان را به عنوان تهدیدی جدی علیه منافع قومی خود تعبیر و تفسیر می‌کنند و به همین خاطر نباید شگفت زده شد که چرا به اعتراضات استان‌های کوردستان و به خاک وخون کشیده شدن آن، توجهی نمی‌کنند؟!