چرخه ی ویرانگر "شاه و شیخ" یک نگاه روانشناختی

07/06/1397 - 13:26 Published in مقالە

اشاره: چرخه ی شاه و شیخ با واژگان پایه ای “فره ایزدی” و “نطریه ی ولایت”، قابل اعتنا و قابل استنادترین دو ویژگی تاریخ ایران از دیرباز تاکنون بوده اند؛ دو مفهومی که یا به صورت پیوسته و درکنار یکدیگر یا در برخی برش های تاریخی، گسسته از یکدیگر، سبب ساز اصلی نهادینه شدن استبداد در ایران در تمامی اشکال آن بوده اند. در اینجا با استفاده از تئوری “تحلیل رفتار متقابل”، به بررسی کوتاه این چرخه می پردازم.

 

تحلیل رفتار متقابل، یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر «اریک برن» در سال ۱۹۵۰ میلادی ارائه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفت.

 

اساس نظریه اولیه تحلیل رفتار متقابل، بر پایه حالت‌های شخصیتی ارائه گردیده است. اریک برن این حالت‌های شخصیتی را در سه بخش “والد”، “بالغ” و “کودک”معرفی نمود که شامل نوعی نظام به‌هم پیوسته فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن است.

 

اصلی‌ترین کاربرد تحلیل رفتار متقابل در انسان‌ها، ایجاد شناخت رفتاری، احساسی و ذهنی است که سه جنبه مهم شخصیت است.

****

واﻟﺪ

هزاران ﭘﻴﺎﻣﻲ ﻛﻪ در ﻣﻐﺰ ﻣﺎ وﺟﻮد دارد، ﭘﻴﺎم ﻫﺎي واﻟﺪ ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲ ﺷﻮد ﭼﺮا ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳـﻴﻠﻪ ﭘﺪر و ﻣﺎدر و ﻳﺎ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎن آن ﻫﺎ از دوران ﻛﻮدﻛﻲ در ذﻫﻦ ﻣﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪ اﻧﺪ. ﻫﻨﮕﺎم ﺗﺴﻠﻂ واﻟـﺪ، ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ و ﺣﺘﻲ ﻣﻲ اﻧﺪﻳﺸﻴﻢ.

 

در تقسیم بندی والد، دو والد حمایتگر و انتقادگر وجود دارند که در اولی می آموزیم با دیگران مهربان باشیم، بدون ترس، دست به تجریه بزنیم و با دیگران ارتباط برقرار کنیم اما والد اتنفادگر، با طرح مسایل غیرمنطقی، ذهن ما را درگیر ساخته و آرامش را از ما می گیرد. وﻗﺘﻲ واﻟﺪ اﻧﺘﻘﺎدﮔﺮ ذهن ﻓﺮدي را اﺷﻐﺎل ﻣـﻲ ﻛﻨـﺪ، او را از واﻗﻌﻴـﺖ هـﺎ دور ﺳﺎﺧﺘﻪ، ازرﺳﻴﺪنﺑﻪاهﺪاﻓﺶ ﺑﺎزﻣﻲدارد و ﻓﺮد را ﺑﺎ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻣﻲﺳﺎزد.

بالغ

در درون هﺮﻛﺲ ﻧﻴﺮوﻳﻲ ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮان از آن ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﻋﻘﻞ، ﻣﻨﻄﻖ و ﻣﺼـﻠﺤﺖ ﺑـﺮ روي ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ واﻗﻌﻴﺖ‌ها ﻧﺎم ﺑﺮد . ﺑﻪ اﻳﻦ ﺟﻨﺒﻪ از ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺑﺎﻟﻎ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد که شامل توجه به واقعیت موجود، جمع آوری اطلاعات، بررسی و نتیجه گیری منطقی می شود.

 

ﺑﺎﻟﻎ ﻓﻌﺎل چه وﻳﮋﮔﻲ هایی دارد؟

نخست: ﺑﺎﻟﻎ ﻓﻌﺎلﺑﺎﻟﻎ ﻣﻲ داﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮوز ﻣﺸﻜﻼت ﺑﺨﺸﻲ از زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ و در واﻗﻊ ﻧﺤﻮه ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼت اﺳﺖ ﻛﻪ جهت زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

دوم: ﺑﺎﻟﻎ ﭼﺎره اﻧﺪﻳﺶ اﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﺳﺎز و ﺑﺎ ﺟﻤﻊ آوري اﻃﻼﻋﺎت، ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺳﺮﻳﻊ و ﻛﺎﻣﻞ ﻣﺴـﺌﻠﻪ و با ﺑﺮرﺳﻲ راه ﺣلها، ﻣﺸﻜﻞ را ﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار داده و ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮي راه ﺣﻠﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻲ ﭘﺮدازد.

 

سوم: ﺑﺎﻟﻎ ﻣﻲ داﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺨﺶ زﻳﺎدي از داﻧﺶ اﻧﺴﺎن ﺑـﺮ ﭘﺎﻳـﻪ ﺗﺌـﻮري هـﺎ ﺑﻨـﺎ ﺷـﺪه . ﺑﻨـﺎﺑﺮاﻳﻦ می‌آﻣﻮزد ﻛﻪ ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺗﺮدﻳﺪ زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﺪ اﻣﺎ ﻣﻀﻄﺮب ﻧﺸﻮد.

چهارم: او ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻣﺨﺎﻟﻒ را ﻗﺒﻞ از ارزﻳﺎﺑﻲ رد ﻧﻤﻲ کند، ابهام ﺑﺎﻋﺚ ﺗـﺮس او ﻧﻤـﻲ ﺷـﻮد و او را وادار ﺑـﻪ ﻗﻀﺎوتهای ناعادلانه و ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ ﻧمیﻧﻤﺎﻳﺪ.

پنجم: ﺑﺎﻟﻎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﻴﺎمهای واﻟﺪ، آﮔﺎهی دارد و ﻣﻲ داﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺮﺧﻲ از اﻳﻦ ﭘﻴﺎمها ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺮ واﻗﻌﻴﺖ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ. ﺑﺎﻟﻎ اﻳﻦ ﭘﻴﺎمها را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳی ﻗﺮار می‌دهد ﺗﺎ درﻳﺎﺑﺪ ﻛـﺪاﻣﻴﻚ ﺑـﺮ اﺳـﺎس واﻗﻌﻴﺖ ﻣﻔﻴﺪ و ﻣﻨﺎﺳﺐ هﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺪﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺎ ﭘﻴﺎمهای ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﻀﺮ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ می کند.

 

ﻛﻮدك

وﻗﺘﻲ ﺷﺨصی در ﭼﻨﮓ اﺣﺴﺎﺳﻲ ﮔﺮﻓﺘﺎر میﺷﻮد، آن ﺣﺎﻟﺖ ﻏﻠﺒﻪ ﻛﺮدن ﻛﻮدك ﺑﺮ ﺷـﺨﺺ است.

در تقسیم بندی سه نوع کودک وجود دارد که کودک طبیعی، کودک انطباق یافته و پروفسور کوچولو نامیده شده اند. کودک طبیعی به ﻃﻮر ﺧﻮد اﻧﮕﻴﺨﺘﻪ رﻓﺘﺎر ﻣﻲ کند، ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻓﺸﺎرزاي ﺑﻴﺮوﻧﻲ توجهی ندارد و ﻛﺎﻣﻼ در ﺣﺎﻟﺖ ﻛﻮدك ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻲ ﺑﺮد؛ کودک انطباق یافته با انتظارات، قوانین و دستورهای صادر شده از سوی والدین یا سایر بزرگسالان، به دو صورت کاملا متفاوت “اطاعت” یا “طغیان”، واکنش نشان می دهد؛ و پروفسور کوچولو که ﺑﺨﺶ ﻓﻌﺎل و ﭘﺮدازش ﻛﻨﻨﺪه اﻃﻼﻋﺎت بوده داراي ﻗﺪرت ﺷـﻬﻮد و درك ﻣﺴـﺘﻘﻴﻢ و اﺳـﺘﻨﺒﺎط ﺑﺪون ﻣﻨﻄﻖ ﺧﺎص اﺳﺖ.

****

در مدل اریک برن، انواع روابط متقابل میان انسان ها بر اساس این سه تقسیم بندی (والد، بالغ، کودک) وجود دارد که شامل پیام-پاسخ بر اساس بروز هریک از این سه است.

در نظریه ی رفتار متقابل، دو مفهوم واژه ی دیگر نیز وجود دارند:

 

نخست: نمایشنامه ی زندگی که برنامه ی مشخصی است که کوذک از زمان کودکی برای خود تعیین کرده و بر اساس آن تصمیم می گیرد که به چه جهتی حرکت و از چه مسیری عبور کند و در تعریف، ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻧﻘﺶ هﺎي از ﭘﻴﺶ ﺗﻌﻴـﻴﻦ ﺷـﺪه ﻧﻤﺎﻳﺸـﻨﺎﻣﻪ هـﺎي زﻧﺪﮔﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: منجی، قربانی، آزارگر.

 

و دوم: بازدارنده ها به عنوان دستورهایی که فرد را از اﻧﺠﺎم ﻛﺎر، رﻓﺘﺎر و ﻳﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ اﺣﺴـﺎس ﺑـﻪ ﺧﺼﻮﺻـﻲ ﺑﺎزدارﻧﺪه ﻧﻬﻲ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ و او ﻣﺠﺎز ﺑﻪ اﻧﺠﺎم دادن آﻧﻬﺎ ﻧﻴﺴﺖ.

این بازدارنده ها در دوازده موضوع دسته بندی می شوند که از مهمترین آنها، “خودت نباش”، “بزرگ نشو”، “فکر نکن”، “مهم نباش” است.

 

****

با نگاه به تئوری رفتار متقابل و نظریه ی شاه-شیخ، می توان این موارد را استنتاج کرد:

یک: نطریه ی شاه- شیخ، با پیش زمینه ی “فره ایزدی” و “نظریه ی ولایت”، در نخستین گام، حالت شخصیتی بالغ را به محاق برده و روابط متقابل والد- کودک را نهادینه می کند.

 

دو: حالت شخصیتی بالغ به صورت بالغ انتقادگر در شخصیت شاه یا شیخ ظهور می یابد که با طرح مسایل غیرمنطقی، ذهن توده ها را درگیر ساخته و آرامش را از مردم می گیرد.

 

سه: مردم را از واﻗﻌﻴـﺖ هـﺎ دور ﺳﺎﺧﺘﻪ، آنها را ازرﺳﻴﺪنﺑﻪاهﺪاﻓﺶان ﺑﺎزﻣﻲدارد و ﻓﺮد را ﺑﺎ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻣﻲﺳﺎزد.

 

چهار: چاره اندیشی را از افراد گرفته قدرت جستجوی منطقی را از آنها سلب کرده و به عنوان والد، هم چاره اندیشی کرده و هم راه حل خود را به عنوان راه حل منطقی-و بهتر بگوییم یگانه راه حل- تجویز می کند.

 

پنج: تردید را از انسان ها گرفته، امر یقینی را در آنها نهادینه کرده و بر اساس امر یقینی، به آنها تعصب می بخشد. هر تعصبی در این حالت، ممکن و البته مطلوب نیز هست.

 

شش: فرد در جامعه به عنوان کودک، با قوانین و دستورها از جانب والد انتقادگر، وادار به اطاعت می شود و در صورت سرپیچی نیز ناتوان از هرگونه تصمیم منطقی، طغیان می کند. در چرخه های سینوسی تاریخ سیاسی ایران، این موارد را به خوبی می توان رصد کرد.

 

هفت: استنباط بدون منطق خاص از مهمترین ویژگی های جامعه ی مبتنی بر نظریه ی شاه-شیخ است

 

هشت: نمایشنامه ی زندگی در این جامعه، همواره بر دو قطب منجی و قربانی چرخیده است. بدیهی است که منجی، شاه یا شیخ، و قربانی نیز عنصر مقابل آن در ادوار مختلف بوده است.

 

نه: بازدارنده ها در این نظام ها، بسیار نیرومند بوده و بلافاصله در قانون، نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی ظهور و بروز پیدا می کنند. اینکه گفته می شود تمام نظام ها و سلسله ها در ایران، در نهایت، به چماق های خود وابستگی مطلق پیدا می کنند ناظر بر این مدعا است.

 

ده: بازدارنده ی “خودت نباش”، یکی از سازوکارهای مهم در نظریه ی شاه- شیخ است که در آن، ویژگی های افراد، کوچک انگاشته شده و با تحقیر آن، تلاش می شود فرد را به شکلی که شخصیت والد یا همان شاه-شیخ می خواهد صورت بندی کند.

 

یازده: واﻟﺪﻳﻨﻲ ﻛﻪ از ﺑﺰرگ ﺷﺪن ﻓﺮزﻧﺪ ﺧﻮد ﻧﮕﺮان هﺴﺘﻨﺪ و اﺣﺴﺎس ارزﺷﻤﻨﺪي را ﺑﻪ وﻇﺎﻳﻒ ﭘﺪر و ﻣﺎدري ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲ دهﻨﺪ، ﺑﺎ دادن ﭘﻴﺎم ” ﺑﺰرگ نشو” اﺣﺴﺎس اﻣﻨﻴﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻨـﺪ. احساس امنیت در نظام شاه-شیخ، و پیام “بزرگ نشوید”، بزرگترین تلاش این نظام ها برای جلوگیری از ارزشمند شدن افراد و نیز مساعی آنها برای کوتوله نگاه داشتن آحاد جامعه است.

 

دوازده: مهم نباش پیام تحقیر دریافتی از والد (شاه-شیخ) است که سبب می شود افراد نتوانند نقش های مدیریتی و مسوولیتی را بر اساس معناکرد واقعی کلمه بپذیرند و در واقع هر مسوول یا مدیری، تنها یک صورتک و عروسکی در دستان والد تحقیر کننده خواهد بود.

 

سیزده: شاید پیام فکر نکن از سوی والد، یکی از مهمترین امکان های پیش روی شاه- شیخ است؛ پیام بازدارنده ای که سبب می شود قدرت تفکر مورد تحقیر و سرزنش قرار بگیرد، “آن گونه که من فکر می کنم فکر کن نه مثل خودت” در وجود فرد نهادینه و تثبیت شود و در بسیاری موارد، “اصلا فکر نکن” به صیغه ی امر بیان شود.

 

چهارده: بدیهی است که “نخبه کشی” چه در شاه و چه در شیخ، تلاش پیوسته و دائمی برای جلوگیری از سربرآوردن وجه شخصیتی “بالغ” و حفظ رابطه ی متقابل “والد(شاه-شیخ)- کودک(جامعه) خواهد بود.

 

پانزده: از بازدارنده های جالب دیگر نیز برای نظام شاه-شیخ می توان به “هیچ کاری نکن” اشاره کرد که تعبیر آن از سوی والد این است: “اﻧﺠﺎم هﺮ ﻛﺎري آﻧﻘﺪر ﺧﻄﺮﻧﺎك اﺳﺖ ﻛـﻪ اگر هیچ کاری نکنی در امان هستی.”

 

سرانجام: بر اساس آنچه گفته شد با تحلیل نظام شاه-شیخ بر اساس تئوری رفتار متقابل، می توان بر تلاش این سیستم، برای از بین بردن وجه شخصیتی “بالغ” و تبین و نهادینه سازی رابطه ی والد- کودک در جامعه اشاره کرد و با استفاده از بازدارنده های دوازده گانه که به برخی از آنها اشاره شد و نیز استفاده از بازوهای امنیتی برای جلوگیری مداوم از ظهور شخصیت بالغ در این جوامع انگشت گذارد.

برای مطالعه ی بیشتر: ر.ک به: نظریه ی روابط متقابل، اریک برن